محمد حسن خان اعتماد السلطنه

760

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

كردند ابتدا لشكر شاه اسمعيل بعضى از دسته‌هاى قشون سلطان سليم خان را شكسته و بسيارى از آنها را بكشتند و خود شاه اسمعيل رشادتهاى فوق العاده به ظهور رسانيده چنان كه تا سر توپخانه طرف مقابل رفته و زنجير توپ را به ضرب شمشير دريد امّا چون سلطان سليم خان از عقب دسته‌هاى لشكر كه در جلو بودند بر بالاى تپه قلعه‌مانندى از توپخانه ترتيب داده بود و استعدادى كامل فراهم نموده در هنگاميكه قشون شاه اسمعيل بر سپاه عثمانى حمله كرده و دسته‌هاى جلو را متفرق و منهزم ساخته توپخانهء مزبور شليك كرد و بسيارى از لشكر شاه اسمعيل را بكشت ، بعد از آنكه سركرده‌هاى معتبر شاه اسمعيل از قبيل خان محمد استاجلو و ساروبيرهء قورچى و حسن بيك لله و امير عبد الباقى و سيد محمّد كونه و امير سيّد يوسف كشته شدند شاه اسمعيل مجال مقاومت نديد لهذا از جنگ رو برتافته به طرف درجزين شتافت و سلطان سليم خان به تبريز آمد . وقوع اين جنگ در غرّه شهر رجب اين سال بود و چون عساكر سلطان سليم خان اطاعت كامل از سلطان خود نداشتند لا بد سلطان در اواخر رجب از تبريز كوچ كرده براى قشلاق به اماسيه رفت . هم در اين سال محمّد زمان ميرزا ابن بديع الزمان ميرزا بر استرآباد استيلا يافت و برون سلطان تكلو كه در اسفراين بود به اتّفاق خواجه مظفّر بيكچى متوجّه دفع او شده محمّد زمان ميرزا را شكست داد و او به غرجستان گريخت . هم در اين سال در ماه شعبان شاه اسمعيل به تبريز معاودت كرد . قحطى در هرات به درجه‌اى كه مردم يكديگر را مىخوردند . دادن شاه اسمعيل منصب صدارت را به ميرزا عبد اللّه لله كه از اكابر سادات آذربايجان بود ولى چون او از عهده برنيامد اين منصب به عهدهء امير جلال الدين محمّد استرآبادى مفوّض آمد . وفات بديع الزمان ميرزا كه از تبريز به همراهى سلطان سليم خان به خاك عثمانى رفته بود به ناخوشى طاعون . وفات ملك محمود خان ديلمى از بزرگ‌زاده‌هاى قزوين كه مدّتى وزارت يعقوب بيك را كرده بود . كشته شدن خليل سلطان ذو القدر كه در جنگ چالدران خيانتى از او به ظهور رسيده بود به امر شاه اسمعيل . دادن شاه اسمعيل حكومت شيراز را به على بيك ذو القدر . وفات سلطان اسكندر بن بهلول لودهى در دهلى و مدّت ملك اسكندر بن بهلول بيست و پنجسال و هفت ماه و دو روز بود .